ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
327
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
كه : چرا بايد منتظر جوشيدن اين ديگ بود ؟ همينكه اسباب و آلات ديگر روبهراه است براى من كافى است ! به همان سهولت كه هوس شاه وزرا را بر سر كار مىآورد ، خشم وى نيز آنان را از كار بر كنار مىكند . در اين مورد سرنوشت امير نظام ، ميرزا تقى خان نمونهى بارزى است . ميرزا تقىخان فرزند يكى از خانوادههاى فقير و از سادات كرمانشاه « 1 » بود كه در نتيجهى تحصيلات و استعداد و لياقت ذاتى خود به مقام دبيرى ناصر الدين ميرزا - كه آن وقت وليعهد و فرمانرواى آذربايجان بود - رسيده بود . وقتى كه ناصر الدين در سال 1848 [ 1264 ه ق ] به تخت سلطنت نشست ، او را به صدر اعظمى خود برگزيد . روزبهروز ستارهى اقبال وى بلندتر شد . اول به لقب خانى بعد امير نظامى و بالأخره اتابيگى مفتخر گرديد . حتى شاه خواهر خود را نيز به عقد وى درآورد . ميرزا تقىخان مردى بود فعال ، كاردان ، باهوش و درستكار . اين وزير مقتدر به نظام و ادارات دولتى نظم و ترتيب داد ، رشوهخواران را سخت تنبيه كرد ، قبايل و عشاير را به اطاعت دولت مركزى واداشت ، امور مالى را بر پايهى صحيح بنيان نهاد ، به پستخانهها سازمان جديدى داد ، كاروانسراهايى احداث نمود ، پلها را تعمير كرد ، راهها را امن و دستهى راهزنان را نابود ساخت ، سرانجام درصدد برآمد كه در نحوهى هزينهها و ولخرجىهاى بىحد و حساب اندرون نيز اصلاحاتى به وجود آورد و همين باعث نابودى وى شد . همهى دشمنان او با مادر شاه دست به يكى شدند و به شاه چنين فهماندند كه تاج و تختش در برابر قدرت و مطلق العنانى امير نظام سخت در مخاطره افتاده است . شاه هم واقعا باورش شد كه زندگيش در معرض تهديد قرار گرفته است . تصادفا امير هم مرتكب يك خبط سياسى شد و از پرنس دالگوروكى - سفير روسيه - درخواست حمايت كرد . سفير بلافاصله قزاقهايى را براى محافظت وى به در خانهاش فرستاد « 2 » . شاه رسما به پرنس
--> ( 1 ) . بهطورى كه همه مىدانند زادگاه امير هزاوه از محال فراهان است ، ولى معلوم نيست چرا چنانكه محقق گرانقدر دكتر فريدون آدميت در كتاب اميركبير و ايران ، انتشارات خوارزمى ، چاپ سوم ، ص 18 نيز اشاره كرده است ، مؤلف اين كتاب و بعضى از نويسندگان خارجى ديگر ميرزا تقىخان را از يك خانوادهى كرمانشاهى دانستهاند . م . ( 2 ) . درخواست حمايت اميركبير از سفير روس افسانهيى بيش نيست . شايعهيى است كه از طرف مخالفان امير با استفاده از روش شرابپاشى كه از زمانهاى بسيار دور بدبختانه تا روزگار معاصر در كشور ما متداول بوده است براى بدنامكردن اين سردار بزرگ ايران بر افواه جارى شده و متأسفانه بر صفحات -